ساقی از جامی اگر خاطر ما کند شاد ... - تاریخ: 1398/3/2 ساعت: 15:38
سلام دوستان جان ممنون که با وجود حضور کمرنگم منو یادتونه هنوز و کامنت گذاشتین برام .راستش یه مدت حالم اصلا خوب نبود ، حال روحیم و بعد از مدتها حال بد و فشارهای عصبی بالاخره بدنم خالی کرد و مجبور شدم برم پیش روانپزشک ، ازم تست گرفت از اون میزان استرسی که داشتم خودشم تعجب کرده بود ... برام دارو نوشت و...
و جــُز ایـنم هـنری نیست - تاریخ: 1398/3/2 ساعت: 15:38
کدام پرندهبا بوی تن تـو پرواز میکندکه باران رااین گونهعاشقانه مینوشم ؟ پ.ن: کی یه مخاطب برای این شعرهای عاشقانه پیدا کنم خدا میدونه دلمان عشق خواست پ.ن : کانال زدم ، آدرسشو اگه میخواین بگین براتون بفرستم :)
وب قبلیم پرید :( - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
خب ! وب قبلم ترکید ، هرچی هم ایمیل زدم به بلاگفا اصلا محل نذاشتن :( منم دیگه صبرم تموم شد اینجا رو راه اندلزی کردم خوش اومدین
این زندگی رویایِ من نیست ، خدا منو ببین .. - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
من خونوادم رو دوست دارم و نمیخوام بخاطر من نارحت باشن هیچوقت ، حتا الان که یه اتفاق بد برام افتاده اصلا نمیتونم ببینم که نارحتن برام و بخاطر من گریه میکنن ، اینِ که همیشه 98 درصد مشکلاتم رو تنها از
شب از هجومِ خیالت ... - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
روزگار عزیز! جوانیِ من شبیخونِ بی شرفی تو را پیش بینی نمیکرد . اگر نه از همان ابتدا به قدرِ توان تحمل حسرت ها ، آرزوهایش را بزرگ میکرد ... !
وَ سوگند به پاییز ... - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
فک کنم آدم این همه وسواسی خوب نیست! مثل من .. پنجشنبه یه اتفاقی افتاد یه مدت از فکرش حالم خوبه بعد با خودم میگم نهههههه نکنه فلانی اشتباه برداشت کنه ..ولی یه تیکه خیلی مهمش فک کنم گند زدم امیدوارم
انگیزه ی ماندن - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
خب ! قراره از کالبد یه آدم شکست خورده روحمو بکشم بیرون و سعی کنم برای شاد بودن و انرژی مثبت داشتن .. + 6 آبان یه فرشته کوچولو به جمعمون اضافه شد ، دخترِ خواهرم نیلا ، این همه بچه کوچیک دیدم ولی نیل
ار هر دری - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
خب خب ! به سلامتی سنتورم رسید دستم و عجیییب عاشقش شدم ، اولین جلسه تئوری هم رفتم یه جلسه دیگه مونده بعدش میریم تمرین اما دوستای وبلاگیم .. +مهتاب جان نمیدونم کی برمیگردی ولی واقعا بخاطر اتفاقی که ا
میان من و چشمان ات - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
سلام خیلی وقته نیومدم اینجا دقیق یادم نیست چه اتفاق هایی افتاد تو این مدت ولی اینا یادمه : - 29 آذر تولدم بود و رسما 24 ساله شدم - فهمیدم تیروییدم کم کاره شدیدا واسه همینه بی مورد چاق میشم ولی چون
ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد ... - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 21:59
سلام دوستان جان ممنون که با وجود حضور کمرنگم منو یادتونه هنوز و کامنت گذاشتین برام .راستش یه مدت حالم اصلا خوب نبود ، حال روحیم و بعد از مدتها حال بد و فشارهای عصبی بالاخره بدنم خالی کرد و مجبور شدم برم پیش روانپزشک ، ازم تست گرفت از اون میزان استرسی که داشتم خودشم تعجب کرده بود ... برام دارو نوشت و...